برنده و بازنده
June 7, 2009 by admin
Filed under Articles مقالات
گفتار و رفتارانسا ن برنده و بازنده
همه ما دوست داریم که “برنده” باشیم و نه “بازنده ” ولی آیا میل به “برنده ” بودن به تنهایی کافی است؟ با این که زندگی همواره توام با پیکار نیست اما شاید بتوان آن را به صحنه “بازی” پیچیده ای تشبیه نمود که پیروزی در آن رمز و رازی دارد.
برنده میداند که گاهی وقتها پیروزی به بهای بسیار گرانی به دست می آید.
بازنده بسیار مشتاق برنده شدن است در جایی که نه قادر به برنده شدن و نه حفظ آن آست.
برنده ارزیابی درستی از توانایی های خود داشته و هوشمندانه از ناتوانی های خود آگاه است .
بازنده از توانایی ها و ناتوانی های واقعی خود بی خبر است .
برنده مشکل بزرگ را انتخاب میکند و آن را با اجزای کوچک تر تفکیک میکند تا حل آن آسان گردد.
بازنده مشکلهای کوچک را آنچنان به هم می آمیزد که دیگر قابل حل شدن نیستند.
برنده میداند که اگر به مردم فرصت داده شود مهربان خواهند بود.
بازنده احساس میکند که اگر به مردم فرصت داده شود نامهربان خواهند شد .
برنده تمرکز حواس دارد.
بازنده پریشان حواس است .
برنده از اشتباههای خود درس می گیرد .
بازنده از ترس مرتکب شدن اشتباه یاد گرفته که اقدام به هیچ کاری نکند .
برنده می کوشد تا مردم را هرگز نیازارد مگر در مواقع نادری که این دل آزاری در راستای یک هدف بزرگ باشد .
بازنده نمی خواهد به عمد دیگران را آزار دهد اما ناخودآگاه همیشه این کار را میکند .
برنده ثروت اندازی را وسیله ای برای لذت بردن از زندگی میداند .
بازنده ثروت اندازی را هدف خود قرار میدهد بنابراین گذشته از میزان انباشت ثروت هیچ گاه نمی تواند خود را برنده محسوب کند و هرگز برنده نمیشود .
برنده نسبت به فضای اطراف خود حساس است.
بازنده فقط نسبت به احساس های خود حساس است .
برنده
بازنده
میگه : اگه قرار باشه مربوط به منه
میگه : من نمیتوانم کاری برایش بکنم .
رؤیاها را به واقعیت می آورد .
واقعیت ها را به رؤیا می برد .
نیرومند میکند .
کنترل میکند .
بیا پیدا کنیم .
هیچکس نمیداند .
راه حل را بوجود می آورد .
مسئله را بوجود می آورد .
از باختن نمی ترسد .
از موفقیت می ترسد .
از بازنده بیشتر کار میکند .
همیشه خیلی شلوغه ،هیچوقت ، وقت انجام نیست
من اشتباه کردم ….
تقصیر من نبود .
میخواهم – ترجیح میدهم – انتخاب منست
مجبورم – باید بکنم
وقت بوجود می آورد .
وقت تلف میکند
متعهد میشود .
فقط حرف میزند
به نکته های مثبت آدمها توجه میکند .
به قسمتهای منفی آدمها توجه میکند .
از دیگران یاد میگیرد .
دیگران را عقب میزند .
فرصت ها و امکانات را می بیند .
مشکلات را می بیند .
انجام میدهد .
حرف میزند .
حتما” راه بهتری هست .
این طریقی است که همیشه همین جور بوده
قدر دیگران را میداند .
راجع به دیگران همه اش گله میکند .
حاضر است بها پرداخت کند .
توقع دریافت ، درکمال احترام را دارد
انتظار موفقیت
انتظار شکست
همیشه میگوید توانستم
همیشه طومار نتوانستم را باور دارد
سیدنی جی هیس
Rules for Couples قوانین دواج
June 7, 2009 by admin
Filed under Articles مقالات
By no means be angry at the same time
By no means yell at each other unless the house is on fire
If one of you has to win the argument,
let it be the other one
If you have to criticize, do it lovingly
By no means bring up mistakes of the past
Neglect the whole world rather than each other
By no means go to sleep with an argument unsettled
At least once every day, try to say one kind or
complimentary thing to your partner
When you have done something wrong, be ready to admit it and ask for forgiveness
It takes two to make a quarrel, and the one in the wrong is usually the who does the most talking
قوانین طلایی برای ازدواج موفق
ببینید شما چه تعدادی از این قانون ها را در زندگیتان اجرا می کنید امیدوارم با رعایت این قوانین ازدواجی موفق داشته باشید
۱- هیچ وقت هر دو در یک زمان عصبانی نشوید
2- هیچوقت سر همدیگر فریاد نزنید مگر وقتی که خانه تان آتش گرفته باشد.
۳-اگر قرار است یکی از شما در یک بحث پیروز شود، بگذارید که آن برنده همسرتان باشد.
۴- اگر می خواهید انتقاد کنید، این کار را با عشق انجام دهید.
۵- هیچوقت اشتباهات گذشته را دوباره وسط نکشید.
۶- از همه دنیا به خاطر همسرتان بگذرید.
۷- تا بحثی را به سرانجام نرسانده اید، به خواب نروید.
۸- سعی کنید حداقل روزی یکبار حرفهای محبت آمیز به شریک زندگیتان بزنید.
۹- اگر خطایی مرتکب شده اید، آن را بپذیرید و عذر خواهی کنید.
۱۰- به یاد داشته باشید که برای منازعه همیشه دو نفر لازم است.
کسی می گفت تفاوت یک ازدواج موفق با یک ازدواج ناموفق در این است کــــه در مورد دوم بـعضی حرفها ناگفته می ماند
بـرای اینکه زندگیتان همیشه لبریز ازعشق باقی بماند، بــاید زمانی که حق با شما نیست، خطای خود را بپذیرید و زمانی که حق با شماست، سکوت اختیار کنید.
Brain مغز
June 7, 2009 by admin
Filed under Articles مقالات

عصب شناسان امروزه معتقدند كه يك مغز متوسط ، داراي حدود صد ميليارد سلول عصبي است.
اگر از هنگام تولد روزانه ده هزار سلول عصبي از دست بدهيم ، كل سلولهايي كه تا سن هشتاد سالگي از دست خواهيم داد ، كمتر از سه درصد است .
چگونه حافظه را قوي نگه داريم : (با تکرار ، خلاصه کردن ، بازگویی و مرور)
مرور پس از 24 ساعت
مرور پس از يكهفته
مرور پس از يكماه
مرور پس از ششماه
تفاتهاي مغز زنان و مردان:
* سلولهاي مغزي در مردان % 4 بیشتر از زنان میباشد.مغز مردان 100 گرم سنگین تر از مغز زنان میباشد.
* ارتباطات میان سلولهاي مغزي در زنان بیشتر از مردان میباشد.
* انتقال اطلاعات میان دو نیمکره مغز در زنان با سرعت بیشتري انجام میگیرد.
* زنان تقریبا به هر دو نیکره مغزشان دسترسی دارند اما مردان عمدتا از نیمکره چپ مغزشان استفاده میکنند.
* طول نخاع در مردان اندکی طویل تر از زنان میباشد
منبع:
سمت چپ - استدلالي :
محاسبات ، سخن گفتن
تحليل علمي ، خواندن و نوشتن
نظم دادن ، ترتيب دادن
سواركردن موتورهاي پيچيده
نقادي و سنجش گري ، ارزيابي و عدديابي
منطق و استدلال
سمت راست - خلاق :
خلاقيت (تركيبات جديد)
فعاليت هاي هنري
استعداد موسيقي / ضرب آهنگ
عواطف
شناخت
ادراك
درك الگوهاي انتزاعي
توانايي هاي كيهاني
بيان با حالت چهره
توانايي كل گرايانه
شهود و درون يابي
تصاوير و رنگها

يك فرد متوسط در هر دقيقه ميتواند به 800 كلمه فكر كند ،اما يك تعليم دهنده متوسط فقط ميتواند 120 كلمه در دقيقه ادا كند – پس بايد به مخاطبانمان چيزهاي جالبي به جاي آن 680 كلمه باقيمانده بدهيم .
وقتي پيامي يكبار داده ميشود ، مغز 10% از آنرا تايكسال بعد به ياد دارد ، و اگر پيامي شش بار داده شود ، يادآوري تا 90% بالا ميرود – پس بايد تكرار ، خلاصه و بازگو و مرور كنيم .
سمت راست - خلاق :
به كارانداختن نيم كره هاي راست و چپ مغز
براي اينكه بتوانيم به خوبي از دو نيمكره مغزشان استفاده كنند ، بايد يادمان باشد كه اطلاعات با بسامد بسيار بالايي ذخيره ميشود .
چون آدم ها اطلاعات را در نيمكره چپ مغزشان و تصويرها و كلمات يا احساسات و عواطف را در نيمكره راستشان ذخيره ميكنند ، براي پيام هاي كلامي تان ، ابزارهاي كمكي ديداري رنگي تهيه كنيد .
روشهايي براي يادافزايي :
ابزارهاي بسياري براي كمك به افرادي كه ميخواهند پيام هاي چند رسانه اي را به يادآورند وجوددارد. آلمانها به آن ” پل ارتباطي “ ميگويند . جالب اينكه عصب شناسان گزارش ميكنند كه پل الاغ ، واقعا“ پلهايي ميان نيمكره راست و چپ مغز ايجاد ميكند .
حال به ذكر چند مورد مي پردازيم :
اختصارات با حروف اول كلمات :
اولين حرف هر واژه يا اصطلاح را برداريد و با آن كلمه اختصاري يا اصطلاحي بسازيد كه يادتان بماند .
جمله اي با حروف اول كلمات :
جمله اي بسازيد كه هركلمه آن با حرفي از چيزي كه ميخواهيد به يادتان بماند شروع شود.
صداها :
موسيقي ،آواز يا صداهايي را انتخاب كنيد كه بعدا“ با شنيدن آن به ياد آنچه ياد گرفته ايد بيافتيد .
ضرب آهنگ و شعار :
ضرب آهنگي به ياد ماندني يا شعاري براي قلاب كردن آنچه ياد گرفته ايد درست كنيد.
آرم ها و تداعي هاي تصويري
براي درستان آرم و نشاني طراحي كنيد ، تصويرهاي كمكي بسازيد تا به ياد گيري شما كمك كند .

Right side controls the left side of the body:
Concentration
Emotional Expression
Judgment
Olfactory
Initiation , voluntary muscles
Hearing
Temperature , object recognition
Equilibrium
Balance Posture
Image Perception
Left Side of the Brain controls right side of the body:
Planning
Inhibition
Creativity
Eye Movement
Broca’s Area
Sensation Muscles- Skin
Hearing
Evaluation- Weight- Texture
Wernicke’s Area
Sight Recognition
Coordination of Movement
Healthy Personality
May 23, 2009 by admin
Filed under Articles مقالات
Prepared By Dr.Shirin Nooravi
شخصيت سالم :
الگوهایی را که گوردون آلبورت ، کارل راجرز ، اریش فروم ، آبراهام مزلو ، کارل گوستاو یونگ و ویکتور فرانکل درباره شخصیت سالم داده اند به شرح زیر است و مهمتر از همه اینست که اگر :
آگاهانه طرحی درافکنید که از آنچه در توان شماست کمتر باشد ، به شما هشدار میدهم تا آخر عمرتان ناشادمان خواهید بود .
1- شخصیت سالم در سطح معقول و آگاه عمل میکنند و از نیروی روان نژندها و تأثیرات آن آگاه هستند . NO Victim
2- شخصیتهای بالغ جراحتها و کشمکشها و غبارهای دوران کودکی زندگی ، آنها را نمیراند.
3- اسیر تجربه های کودکی نمی شوند .
4- در لحظه زندگی میکنند .
5- روان نژند بر پایه کشمکشها و تجربه کودکی است و شخصیت سالم در سطح متفاوت و والاتر عمل میکند .
6- مقاصد سنجیده و آگاه ، یعنی امیدها و خواسته ها مطرح است . اهداف درازمدت مطرح است .Pro Active
7- انسان سالم نیاز به تنوع و احساس و درگیری تازه دارد .
8- انسان سالم میداند که خوشبختی هدف نیست و چه بسا زندگی شخص سالم سخت و تلخ و آکنده از درد و رنج باشد .
9- انسان سالم در زندگی ایجاد انگیزه تازه ، نیرومند و حیات بخش ایجاد میکند .
10- انگیزه شخصیت سالم ، آمال و آرزوها و امیدهای اوست .
11- انسان سالم خود را با فعالیت ها گسترش می بخشد .
12- انسان سالم در کارش مشارکت اصیل دارد و کار فقط برای درآمد نیست و نیازهای دیگر را نیز بر می آورد
13- انسان سالم ارتباط صمیمانه با دیگران دارد و توانایی ایجاد رابطه سالم بدون درد و ترس و پر از عشق بدون انتظار را دارد
14- انسان سالم امنیت عاطفی دارد و درواقع پذیرفتن خود است . نقاط ضعف و قدرت خود را می بیند . انسان سالم واقع بینانه می نگرد و همه مردم را نیک یا بد نمی پندارد. واقعیت را همان گونه که هست می پذیرد .
15- انسان سالم مهارت و وظایف خود را میداند و میداند که مهارت داشتن به تنهایی کافی نیست و بلکه خوبست که مهارتها را به شیوه های صمیمانه و مشتاقانه و متعهدانه بکار برد و از خود از هر جهت مایه گذارد.
16- انسان سالم روی عینیت بخشیدن به خود کار میکند و برای خودشناسی همیشه کار میکند .
17- انسان سالم تقصیرها و اشتباهها و کمبودها و دریافت نکردن های خود را به دیگران نسبت نمیدهد .
18- انسان سالم به جلو می نگرد و هدف جو است .
19- انسان سالم از واژه «بهتر است » استفاده میکند و نه از واژه «باید»
20- انسان سالم میتواند راحت عشق بورزد و خود را در روابط مهرآمیز با دیگران گسترش بخشد . کمال و توفیق دیگران برای او دست کم به اندازه رشد و اعتلای خودش اهمیت دارد .
21- انسان سالم چون خود را میشناسد از رابطه اش با خود و دنیای پیرامونش صدمه نمی خورد .
22- انسان سالم از تجربه تلخ و شیرین می آموزد و آنها را بدشانسی نمی نامد.
23- انسان سالم با کنش کامل در هر لحظه هستی ، زندگی همه جانبه دارد . هر تجربه ای برای او چنان تازه است که گویی بیش از آن هرگز وجود نداشته است .
24- انسان سالم ، انسان تدافعی نیست و از اینکه مردم درباره او چه بیاندیشند ترسی ندارد . او از مبادا…. واهمه ندارد و بهترین تلاش خود را در هرمرحله از زندگی انجام میدهد.
25- انسان سالم برپایه عوامل عاطفی ، عقل و منطق عمل میکند ، نه فقط عقل و منطق
26- انسان سالم از آزادی عمل و انتخاب و بدون محدودیت و ممنوعیت عمل میکند .
27- انسان سالم میداند که آزادی انتخاب قانون درست است .
28- انسان سالم که دارای کنش و کارکرد کامل هست بسیار خلاق است . او با رهنمودهای از پیش تعیین شده زندگی نمیکند . او عامل است و نه انسان واکنشی .
Pro Active , Active
29- انسان سالم اظهار نظر شخصی خود را بدون ترس بیان میکند
30- انسان سالم خودش است و در واقع مانند کودکان بی غل و غش و بدون انتظار از خود و دیگران عمل میکند و احساس تسلط بر زندگی و رهایی از هرقید و محدودیت دارد.
31- انسان سالم خود جسمانی را میشناسد و میداند که چیزهایی در بیرون من است که با من تفاوت دارند .
حدود 15 ماهگی ایجاد میشود و آن همان تمایزی است که کودک شیرخوار میان انگشتهایش و چیزی که با انگشتهایش گرفته است میگذارد .
32- انسان سالم هویت خود را تشخیص میدهد و آن همان نام خود کودک است که حس «من» یا «خود» را به وجود می آورد . من کیستم را میشناسد .
33- انسان سالم احترام به خود را که مرحله اکتشاف است و در دوسالگی آغاز میشود را میشناسد . من استقلال میخواهم …. من …. میخواهم ….
34- انسان سالم گسترش خود و محدودیت ها را میبیند و می شناسد . آغاز توانایی از 4 سالگی شروع میشود . “مال من ، کشور من ، شغل من ، دین من ، …”
ابتکار در برابر گناه
35- انسان سالم تصور از خود را می شناسد ؛ و اینکه خود را چگونه می بیند و از آنچه در 0-8 سالگی به او گفته اند که کار بد تو و رفتار بد تو … پس تو بد هستی دور هست و تصور خوب از خود میسازد .
36- انسان سالم خود و دیگران را دوست میدارد و هرگز خود و دیگران را سرزنش نمی کند و اشتباهات خود و دیگران را پله ترقی میداند .
Sexual Abuse
May 23, 2009 by admin
Filed under Articles مقالات
|
كميته هاى ضد جرم منبع:us.newswire آيا آمار جنايت رو به افزايش است؟ |
|
|
|
گزارش تحليلى خنكاى آب و وسوسه اى
سينا قـنبرپور |
|
|
|
بررسى/ تحليلى درباره بزهكارى گروهى فعاليت
سعيد بيگى |
Child Abuse(Physical)
May 23, 2009 by admin
Filed under Articles مقالات
Comments Off
کودک آزاری :آزار جسمانی به کودکان و تأثیرات مخرب آن
پرسش :
خانم دکتر نوروی ، سوال من درباره آزار رسانی در محیط خانواده به کودکان است . می خواستم بدانم چه رفتارهایی را میتوان «آزار جسمانی به کودکان در محیط خانواده » نامید ؟
پاسخ :
آزار جسمانی به هر گونه تنبیه یا ضرب و شتم یا هر نوع برخورد منفی فیزیکی نسبت به کودکان اطلاق میشود که برخی از انواع آن می تواند شامل موارد زیر باشد :
1- کتک زدن با دست مثل سیلی زدن یا با مشت زدن
2- آزار با وسایل مختلف و به وسیله اشیایی چون کمربند ، کفش ، خط کش و …
3- محروم کردن کودک از غذا و گرسنه نگاه داشتن او
4- استفاده از قاشق داغ برای سوزاندن یا با هر وسیله دیگر
5- پرت کردن اشیاء به سمت کودکان به قصد تنبیه یا ترساندن
6- هل دادن کودکان یا پرت کردن آنها
پرسش :
این آزارهای جسمانی چه تأثیری برروی کودکان دارد ؟
پاسخ :
نخستین تأثیر اینگونه رفتارها ایجاد احساس ترس ، ناامنی و وحشت در کودکان است . آنها در برابر والدین خویش قدرتی ندارند و به همین دلیل احساس ناتوانی ، ضعف ، هراس و خشم و عصبانیت در چنین کودکانی ریشه میدواند . چرا که ناتوانی و ضعف روی دیگر سکه ترسیدن و عصبانیت است . این نوع کودکان اعتماد خود را به والدین خویش که باید حامی آنها باشند به طور کلی از دست میدهند . در مرحله بعد آنها اعتماد و اطمینان خود را نسبت به محیط اجتماعی و مردم دیگر هم از دست خواهند داد . در نتیجه به احتمال زیاد به آدمهایی مشکوک و مظنون ، دارای احساسی دایمی از ناامنی و فاقد حرمت نفس مبدل خواهند شد .
او حرمت نفس خود را از دست میدهد زیرا مدام خویش را بد و بی ارزش می داند . مدام صدایی در درون اوست که می گوید : “من بد هستم و مستحق تنبیه” ؛ اینها ضرباتی است که براعتماد به نفس او وارد شده و لذا به حس ناتوانی اش منجر میشود . مجموعه این احساسات در او تولید خشم و عصبانیتی پنهانی میکند که نسبت به خودش دارد و سرانجام به دام افسردگی و اضطرابهای شدیدی می افتد که او را ویران می سازند .
براساس تحقیقات انجام شده ، آزارهای جسمانی میتواند حتی بر ضریب هوشی کودک نیز تأثیرات مخرب و منفی بگذارد و به بخشهای مهمی از مغز او آسیب بزند . این کودکان برای رهایی از خشم و عصبانیت درونی خویش، آنجا که زورشان میرسد ، قدرت نمایی میکنند مثل آزار دادن حیوانات یا اذیت کردن همکلاسی ها در مدرسه یا خواهر و برادر کوچکتر در منزل . از آنجا که او مورد ظلم و ستم والدین قرار گرفته است ، در نتیجه خود نیز به شخصیتی ظالم و ستمگر مبدل میشود و همان رفتارها را با دیگران در محیط اجتماعی اش انجام می دهد.
پرسش :
وقتی که پدر یا مادری از دست فرزند خویش آنقدر عصبانی است که احساس میکند با آزار دادن یا به عبارتی تنبیه جسمانی و کتک زدن کودک خود آرام خواهد گرفت ، چه روشهایی برای کنترل خویش پیشنهاد میکنید ؟
پاسخ :
اولا” باید والدین بدانند که رفتاری چون آزار جسمانی به کودک زشت ترین و بدترین عمل ممکن است و کاملا” بی نتیجه در یاد دادن یک رفتار درست به او . پس باید به هیچ دلیلی کودک را مورد آزار جسمانی قرار نداد. اما در صورتیکه برخی والدین به دلیل عدم شناخت یا درک درست از این موضوع یا ساختار روانی شان با چنین احساسی مواجه میشوند بهتر است برای کنترل و نهایتا” حذف چنین رفتاری از روشهای زیر استفاده کنند :
الف) خود را از فضای آزار دهنده ای که پیش آمده به سرعت دور کنند .
ب ) دقت کنید که در کدام بخش از اندامهای خود بیشتر احساس عصبانیت میکنید ؟ گلو ، صورت ، سینه ، دستها ، پا و غیره … روی همان بخش از بدن خود متمرکز شوید و سعی کنید خشم خود را به شیوه ی درستی (و در یک فضای امن و به دور از تنش) از آن بخش خارج کنید . مثلا” اگر احساس عصبانیت متوجه گلو وحنجره شماست، در یک بالش یا متکا فریاد بکشید ، اگر در دستهای شماست به بالش مشت بزنید ، اگر پاهای شما نقطه ثقل عصبانیت شماست ، سعی کنید راه بروید یا بدوید . اگر در برخورد با فرزندتان حس کردید میخواهید بر سر او فریاد بکشید ، با دست دهان خود را بسته نگهدارید ، یا پا و دست خود را که میخواهید با آنها ضربه ای وارد کنید محکم نگاه داشته و کنترل کنید وسپس هر چه سریعتر خود را از آن محیط دور سازید .
حتما” با خود معلوم کنید که عامل یا عوامل ناراحت کننده شما چه بوده اند و سپس به دنبال «راه حل» مناسب بگردید ؛ با نفس های عمیق ، نوشیدن آب و انتقال فکر برروی موضوعی خوشایند و تمرکز برآن خود را آرام کنید و آنگاه حتما” با فرزندتان درباره راه حلهای مناسب به گفت و گو بنشینید .
پرسش :
اگر در این باره مثالی عملی و عینی بیاورید و رفتار صحیح را در آن مثال توضیح دهید ، به روشن تر شدن این موضوع کمک زیادی خواهید کرد .
پاسخ :
بله فرضا” بچه های شما به دعوا پرداخته و سپس یکی از آنها دیگری را کتک می زند . شما عصبانی شده و میخواهید عکس العمل نشان دهید . به هیچ وجه داد و فریاد و سرزنش و یا برخورد فیزیکی متقابل نکنید . با آرامش و بدون اینکه آنها را هل دهید یا مثلا” بازویشان را بکشید و رفتاری حاکی از خشم و خشونت نشان دهید، بچه ها را از هم دور کنید و سپس با آن کسی به دست به اعمال خشونت زده است ، به اتاق دیگری رفته و چون یک دوست و یک رابطه برابر و همسطح با او صحبت کرده و چند و چون ماجرا را جویا شوید . پس از شنیدن صحبتهای او ، از فرزند خود سؤال کنید که تا چه حد خشونتی را که به خرج داده در حل مشکل اش و موقعیت به وجود آمده ، مثمر ثمر بوده و آیا او را به هدفی که می خواسته رسانده است ؟ اگر اینطور نبوده ، چه روش های دیگری برای حل مسایل اش با خواهر یا برادرش پیشنهاد میکند .
به خاطر داشته باشید که شما به عنوان یک پدر و مادر ، هرگز نباید در اختلافات فرزندانتان مداخله ی تحکمی یا قضاوت گونه داشته باشید . هرگز از یکی طرفداری نکرده و دیگری را تخفیف و تحقیر نکنید . با صبر و حوصله و تسلط بر خود و کنترل کامل رفتار خویش ، اجازه دهید تا آنها خودشان به تدریج مسائل فی مابین را حل و فصل کنند .
PSYCHOLOGICAL ABUSE
May 23, 2009 by admin
Filed under Articles مقالات
PSYCHOLOGICAL ABUSE
Behavioral definitions
Insults partner when alone and in front of others.
Swears at partner.
Calls partner demeaning, degrading names.
Makes critical, demeaning comments about partner’s body.
Makes critical comments about partner’s ability to perform roles in home.
Accuses partner, without cause of sexual promiscuity and infidelity.
Makes critical comments about partner’s sexuality or sexual performance.
Makes critical statement about partner’s mental health.
Threatens to do physical harm to partner.
Threatens to leave partner.
Threatens to have sex with someone else.
Tries to prevent partner from having contact with friends and family.
Tries to prevent partner to leave home.
Prevents partner from using car.
Refuse to talk with partners for days.
Jealous of partner’s time spent with other individual (specially of opposite sex).
Discourages partner from obtaining further training or education that would enhance his/her self-esteem and opportunities for advancement.
Long-term Goals:
Terminate verbal and/or psychological abuse and establish a relationship based on respect and a desire for mutual enhancement.
PHYSICAL ABUSE
Behavioral Definition:
Intentional infliction of physical pain or injury on partner, or any action perceived by partner as having that intent (e.g. throwing objects at partners, pushing, grabbing, hitting, choking, extreme verbal or sexual coercion, forced sex).
Intentional infliction of psychological pain or injury on partner, or any action perceived by partner as having that intent (e.g. damaging partner’s prized possession, injury to pets, belittling partner, telling partner that she can’t survive alone, monitoring partner’s whereabouts, restricting partner’s access to friends).
آزار روحي چيست ؟
الف ) توهين : حرفهاي ناسزا گفتن مانند “تو احمق هستي” ، “خر و بي شعور هستي” ، “ناقابل هستي” و يا “تو هيچوقت چيزي نمي شوي”
ب ) تهديد : گفتن جملاتي از اين قبيل كه “اگر اينكار را بكني ، اين پيش مي آيد ” ، “اگر اطاقت را تميز نكني،اطاقت راازت مي گيرم” ، “اگر سر موقع به خانه نيائي ، از خانه بيرونت ميكنم” ، “اگر خواهرت را اذيت كني ، سرت را ميبرم”
پ) احساس گناه دادن : گفتن جملاتي مانند “اگر به من گوش ندهي ، من سكته خواهم كرد و مي ميرم” ، “تمام مرض هاي من به خاطر رفتار شماست” ، “من به خاطر شما تمام عمر با پدرتان زندگي كردم” ، “من به خاطر شما سفر كردم”.
ج) احساس شرم : گفتن جملاتي كه او احساس كند بودن و وجود او خوب نيست . مانند: ” اين چه لباسي است كه پوشيده اي ، آبروي مرا بردي” ، “اين چه جور رفتاري است كه تو داري يا اين چه طرز حرف زدن است “
كسي كه دچار احساس شرم از خود مي شود نتيجتا” احساس حقارت ، كمبود ، ناتواني و ضعف نيز ميكند . گمان ميكند آدم بدي است و لياقت داشتن زندگي خوب را ندارد ، شايسته يك رابطه خوب نيست .
كودكاني كه احساس شرم از خود دارند و حرمت نفس شان را از دست داده اند معمولا” كودكاني گوشه گير ، منزوي ، خجالتي و غيراجتماعي ميشوند .
ADHD
May 23, 2009 by admin
Filed under Articles مقالات, Dr. Shirin Nooravi
Comments Off
ADHD
During the past six months….
1. Fail to give close attention to details of make careless mistakes in my work.
2. Fidget with hands or feet or squirm in seat.
3. Difficulty sustaining my attention in tasks or fun activities.
4. Leave my seat in classrooms of in other places where seating is expected.
5. Don’t listen when spoken to directly.
6. Feel restless
7. Don’t follow through on instruction and fail to finish work.
8. Have difficulty engaging in leisure activities or doing fun things quietly.
9. Having difficulty organizing tasks and activities.
10. Feel “on the go” or “driven by a motor”
11. Avoid, dislike, or am reluctant to engage in work that involves sustained mental effort.
12. Talk excessively
13. Loose things necessary for tasks and activities.
14. Blurt out answers before the questions are completed.
15. Easily distracted
16. Have difficulty awaiting turn
17. Forgetful in daily activities.
18. Interrupt Others
Anger Management
May 17, 2009 by admin
Filed under Articles مقالات
Comments Off
ANGER MANAGEMENT
TAKE TIME OUT.
TALK ABOUT HOW YOU FEEL.
TALK ABOUT HOW YOUR BODY FEELS.
TALK TO SOMEONE.
USE AS MANY WORDS AS YOU WISH.
RELAX TENSE MUSCLES.
WRITE DOWN HOW YOU FEEL.
MOVE YOUR BODY.
HOW DOES IT FEEL?
DISCOVER ANGER MANAGEMENT
STRATEGIES.
POUND A PILLOW.
DRAW ON A PIECE OF PAPER AND TEAR IT UP.
DRAW A PICTURE AND STOMP ON IT.
BREATHE DEEPLY
AND
CALM DOWN.
USE YOUR
TALENTS.
THINK OUT LOUD TO SOLVE YOUR PROBLEMS.
DRAW, SING.
DO YOU FEEL CALM,
OR DO YOU WANT TO THINK ABOUT IT LATER?
ANGER MANAGEMENT
1. Write out clear statement: “I’m angry because……….”
2. Study your anger. Make a list of reasons why it makes you angry.
- Visualize yourself in a room with the person. Write down what you would say to that person.
3. Put yourself in the other person’s shoes. Allow yourself to be “wrong” sometimes.
4. Avoid blaming, attacking, or bringing up other grievances.
5. Use “I” statements. “I get angry when…” Blaming statements often start with you. “You never…” Blaming leads to defensiveness and more anger.
6. Can the situation be changed or avoided in the future?
- If the answer is YES, think about how can be accomplished. If the answer is NO, work toward acceptance. Remember you can’t control other people’s behavior, but you can control the way you respond.
7. Use relaxation techniques such as deep breathing, exercises or imaginary focusing on a peaceful place, thought, or sound.
8. Write a letter to the person with whom you are angry. Refrain from delivering the letter for a few days. When you review it, you may decide to take another approach.
9. Find a physical outlet for anger, such as exercise or housework.
10. Set a time limit for anger. Then let it go.
WHAT TO DO WHEN YOU ARE ANGRY?
One important Note:
- How does your body feel?
When you are angry, do the following:
1. Time out (agree on time before).
2. Calm Down
§ Breathe deeply
§ Count backwards slowly.
§ Think nice thoughts.
§ Talk to yourself.
3. Think out loud to solve the problem.
4. Think about it later:
§ What made me angry?
§ What did I do?
§ What worked?
§ What did not work?
§ What would I do differently?
§ Did I do a good job?
News Feed







